صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

313

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

ما را از كنار آنان عبور مىدهد ؟ ابو خيثمه گفت : اى پيامبر خدا ! من . آنگاه راه كوتاهى به طرف احد برگزيد كه از مزارع و سرزمين سياه سوخته مانند بنى حارثه مىگذشت و اردوى دشمن را به سوى غرب ، پشت سر مىگذاشت . لشكر از كنار باغ « مربع بن قيظى » - كه شخصى منافق و كور بود - عبور كرد . مربع كه احساس نمود لشكرى از آنجا مىگذرد ؛ به پا خاست و بر روى مسلمانان خاك مىپاشيد و مىگفت : اگر پيامبر خدايى ، حلالت نخواهم كرد وارد باغم شويد . به او حمله بردند ؛ اما پيامبر گفت : او را به حال خود واگذاريد ، چون هم قلبش كور است و هم بصرش . پيامبر از آنجا گذشت تا به محلى از درّه در كوه احد رسيد و رو به مدينه و پشت به قسمت سخت كوه ، اردو زد و لشكر دشمن ما بين مدينه و مسلمانان واقع گشت . ( 1 ) نقشه و برنامه‌ريزى دفاع پيامبر لشكر را در صفهاى منظم آمادهء نبرد كرد و دسته‌اى از تيراندازان ماهر را كه پنجاه تن متعهد بودند به فرماندهى عبد اللّه پسر جبير پسر نعمان انصارى اوسى بدرى برگزيد و دستور داد ، بالاى كوه در گوشهء جنوبى درهء « قناة » و در جنوب شرقى اردوگاه مسلمانان و به فاصلهء 150 متر از اردوگاه مستقر شوند . آن كوه در تاريخ به « جبل رماة » : كوه تيراندازان ، معروف گشت . پيامبر به فرماندهء آنان گفت : با تير باران كردن ، از حملهء اسب سواران جلوگيرى كنيد و نگذاريد از پشت بر ما يورش بياورند . حال اگر پيروز شديم و يا شكست خورديم ، از جاى خودتان تكان نخوريد و به طرف ما نياييد . و همچنين به تيراندازان دستور داد : [ چون اسب سواران ] پشت سر ما قرار گرفته‌اند [ مواظب باشيد ] و ما را حمايت نماييد و حملهء آنان را دفع كنيد . اگر ديديد كه كشته مىشويم به يارى ما نشتابيد . و اگر ديديد كه غنيمت جمع‌آورى مىكنيم با ما شريك نشويد . « 1 » در كتاب بخارى آمده كه پيامبر فرمود : اگر ديديد پرنده ما را

--> ( 1 ) - امام احمد ، طبرانى و حاكم از ابن عباس ( فتح البارى / 7 / 350 ) .